سيد علاء الدين محمد گلستانه
244
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
سائلى از آن حضرت ، چيزى سؤال نمود و چون چيزى نداشت كه به او دهد ، سائل ، آن حضرت را ملامت كرد . و از آن كه چيزى نداشت ، غمناك شد و آن حضرت صلى الله عليه و آله بسيار رقيق القلب و رحيم بود . پس خداى تعالى ، آن حضرت را تعليمِ طريق انفاق نمود به امر خود و فرمود كه : « وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً » ؛ « 1 » يعنى : دست خود را به گردن خود مبند به آن كه هيچ چيز عطا نكنى ، و مگشا دست خود را ، گشودنِ تمام به آن كه هر چه داشته باشى ، به مردم دهى . پس [ اين كه ] بنشينى ، ملامت كرده شده و بازمانده يا برهنه . بعد از آن فرمود كه : خداى تعالى مىفرمايد كه : مردم ، گاه هست كه از تو چيزى طلب مىكنند و عذر نمىشنوند ، و هر گاه جميعِ آنچه داشته باشى ، به مردم دادى « 2 » ، از مالْ عارى يا بُريده مىشوى . پس قرآن تصديق مىكند اين احاديث حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را ، و آن جماعتى كه اهل قرآناند از مؤمنين ، تصديقِ قرآن مىكنند . بعد از آن ، آن حضرت به جهت الزام ايشان ، چون از مُتابعان ابو بكر بودند ، فرمود كه : ابو بكر ، در وقت مُردن كسى به او گفت كه : وصيّت كن . گفت : وصيّت مىكنم پنجْيكِ مال خود را و پنجْيك ، بسيار است ؛ زيرا كه خداى تعالى به خمس ، راضى شده . و وصيّت پنجْيكِ مال كرد با آن كه خداى تعالى ، اختيار سهْيكِ مال در وقت مُردن به او داده بود و اگر مىدانست كه سهْيك ، بهتر است ، به آن وصيّت مىكرد . بعد از آن ، كسى كه شما فضل و زهد او را اعتقاد داريد ، سلمان رضى الله عنه و ابو ذر رحمه الله است . امّا سلمان ، چنين بود كه وقتى كه عطاى مقرّر به او مىرسيد ، قوت يكسالهء خود را جدا مىكرد تا وقتى كه عطاى سال آينده به او برسد . پس به او گفتند كه : يا ابا عبد اللَّه ! تو با وجود زهد و عدم رغبت به دنيا ، چنين مىكنى ، و حال آن كه نمىدانى كه وقت مُردنت ، كِى خواهد بود . شايد كه امروز يا فردا بميرى . پس جواب او آن بود كه گفت : چرا شما اميد زيستن از براى من نداريد ، همچنان كه از مُردن من مىترسيد ؟ آيا نمىدانيد - اى نادانان ! - كه نفس آدمى ، گاه هست كه راضى نمىشود و مضطرب مىشود هر گاه مايهاى از براى تعيّش و زندگى نداشته باشد كه بر آن ، اعتماد كند و بعد از آن كه وجه معيشت خود را ضبط كرد ، قرار مىگيرد و مطمئن مىشود ؟ و امّا ابو ذر رحمه الله شتركها و گوسفندكها داشت كه آنها را مىدوشيد و بعضى از آنها را ذبح مىكرد ، وقتى كه عيالش گوشت مىخواستند يا مهمانى پيش او فرود مىآمد يا [ وقتى ] مىديد كه جمعى كه با او همراه بر سرِ يك آب بودند ، پريشاناند ، از براى ايشانْ شتر مىكُشت يا از
--> ( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 29 . ( 2 ) . ب : « دهى » .